کاش یه چیزی بود که باهاش این دلشوره های لعنتی تموم میشد، کاش کسی بود که بهت می گفت حال روز منو تو این شبا، کاش کمی مهر بود کنج سینه ات که حالیت می شد دست خودم نیست، که تو خواستی، کاش یکی بود نگاه می کرد تو چشای منو بعد روشو بر می گردوند طرف تو و بهت می گفت چه کردی با دلش؟؟؟ کاش بی تفاوت بودی اما سنگدل نه...کاش من میمردم . هیچ وقت دلم حال و روزش این نمیشد...کاش تو از اول نشونم میدادی که چقدر می تونی سنگدل باشی.... کاش این کاش ها زودتر خفه ام کنه....
سهم من از دوست داشتن تو این همه بغضه که مونده رو سینم، دلم گرفته از تو، از آدما، از دور و بریام، حالم بده از اینکه تو نیستی و من دارم هر روز دیگران رو بخاطر نداشتنت از خودم بیزار می کنم، فقط چتد ماه دیگه مونده که برای همیشه راحت شی از دستم، راحت شن از دستم، چند ماه همراه باش...فقط چند ماه، رفیق بمون...همین....
دوباره برگشتم اینجا، با کلی بغض،با کلی خاطره، با دلی که داره رو دستام جون میده ، اومدم اینجا!!! اینجا همونجایی که واسه اولین بار مال من شدی و برای اخرین بار....
راستی!!! سلام....
